
داود حشمتی گزارشگر سیاسی صدا
امسال هم مطابق سه دهه گذشته اول مال مهر، مستاجر ساختمان انتهای میدان پاستور تهران، عزم نیویورک کرد. اما با همراهی بسیار اندک. امسال مثل سال قبل و جنگ ۱۲ روزه نبود. اینباره فضای پس از جنگ نبود، بلکه در شرایطی نه جنگ نه صلح، مسعود پزشکیان تصمیم گرفت در نیویورک حرف بزند. واکنش هایی که بیرون از ایران منتشر نشد نشان میدهد که مسعود پزشکیان در این امر موفق بود. همچنان که در درون ایران هم عده ای از این سخنرانی رضایت داشتند اما بخش عمده ای از مردم که انتظار داشتند این سفر گره سیاست خارجی ایران را باز کند، ناامید شدند. در سومین سفر مسعود پزشکیان شاهد بودیم که سخنرانی او با حالتی توام با حزن، اقتدار و در عین حال بیان درد همراه بود. درد کودکان میناب و مردم لامرد. درد مردم درمانده در لابه لای چرخ دهنده های تحریم و فشار اقتصادی. درد انسان هایی که سالهاست تحت فشار قراردارند اما در عین حال متهم به ترور میشوند. واکنش ها در ایران هم همانند خارج از ایران چند دسته بود. عده ای ناامید شدند و عده ای خوشحال. آنهم در شراطی که برخی در تهران تلاش می کنند مانع از سفر او به نیویورک شوند. آنطور که می تواند از اخبار و گزارش ها فهمید، مسعود پزشکیان این سفر را در شرایطی آغاز کرد که حتی احتمال ربایش او توسط ترامپ را سردست گرفته بودند. آنها البته ترسشان از موضوع دیگری بود. تلاش می کردند تا مانع از انجام این سفر شوند. اما پایان سفر نشان داد که برخلاف انتظارات جریان تمامیت خواه و مخالفت دولت، مسعود پزشکیان این بار و برخلاف گاف های مداومش در سخنرانی های عمومی، خوب ظاهر شد.
نیویورک در سایه جنگ
مساله حضور پزشکیان در اجلاس سالانه سازمان ملل، امسال از زوایای مختلفی قابل ارزیابی بود. عده ای نگران این بود. مسئله فقط خوب ظاهر شدن پزشکیان نبود. مسئله این بود که اتفاقی که مخالفان سفر از آن می ترسیدند، در نیویورک به شکلی دیگر رخ داد. آنها از احتمال مذاکره می ترسیدند و پزشکیان به نیویورک رفت. از احتمال تغییر در معادلات می ترسیدند و در همان روزهایی که او در نیویورک بود، کانال های مذاکره میان ایران و آمریکا دوباره فعال شد. حتی اگر پزشکیان و ترامپ مستقیماً روبه روی یکدیگر ننشستند، نمایندگان دو طرف در نیویورک از طریق میانجی ها درباره پایان جنگ، تحریم ها و تنگه هرمز گفت وگو کردند. و همین نشست مورد حمله مخالفان در داخل قرار گرفت.
این همان نقطه ای بود که سفر پزشکیان را از یک سفر معمول رئیس جمهور ایران به سازمان ملل جدا می کرد. نیویورک امسال دیگر فقط محل سخنرانی نبود. تبدیل شد به جایی که دو طرف یک جنگ طولانی، بدون آنکه هنوز به توافقی رسیده باشند، دوباره درباره پایان آن حرف می زدند. ایران پیشنهاد خود را از طریق میانجی ها به آمریکا رسانده بود و مقام های ایرانی گفته بودند هیات اعزامی به نیویورک اختیار پیگیری مسیر دیپلماسی را دارد. در مقابل، آمریکایی ها هم از امکان توافق سخن می گفتند، در حالی که تهدیدهای نظامی ترامپ همچنان ادامه داشت.
پزشکیان به نیویورک رفت تا در برابر رئیس جمهوری بایستد که یک روز پیش از سخنرانی او، در همان سالن سازمان ملل، از یک طرف از امکان توافق با ایران حرف زده و از طرف دیگر تهدید کرده بود که اگر توافقی صورت نگیرد، آمریکا می تواند جمهوری اسلامی را نابود کند. این دوگانگی شاید مهم ترین تصویری باشد که از نیویورک امسال می توان به دست داد. تهدید در تریبون عمومی و تلاش برای گفتگو از طریق میانجی ها در پشت صحنه.
سه سفر، سه پزشکیان
پزشکیان امسال برای سومین بار در قامت رئیس جمهوری ایران وارد نیویورک شد. اما اگر این سه سفر را کنار هم بگذاریم، شاید بهتر بتوان فهمید که در این سه سال چه اتفاقی برای سیاست خارجی ایران و البته برای خود پزشکیان افتاده است.
سال ۱۴۰۳، مسعود پزشکیان در نخستین حضور خود در سازمان ملل بیشتر از آینده ای حرف زد که در آن ایران می توانست با جهان وارد یک فصل تازه شود. سخنرانی او در آن زمان بر تعامل، رفع تحریم ها، اعتمادسازی و بازگشت به مسیر توافق متمرکز بود. او از این گفته بود که «ایران آماده است با جهان تعامل کند» و از آمریکا می خواست به جای ادامه فشار، مسیر دیگری را انتخاب کند. آن زمان هنوز پزشکیان فرصت داشت خود را به عنوان رئیس جمهوری معرفی کند که آمده است راهی برای کاهش تنش پیدا کند.
یک سال بعد اما شرایط تغییر کرده بود. جنگ ۱۲ روزه پشت سر ایران قرار داشت و پرونده هسته ای وارد مرحله تازهای شده بود. در سخنرانی دوم، پزشکیان همچنان از مذاکره و دیپلماسی حرف می زد اما دیگر آن خوش بینی سال اول در کلام او دیده نمی شد. مذاکره همچنان ممکن بود، اما نه با هر شرایطی. ایران همچنان از حق خود برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای دفاع می کرد و در برابر فشار برای کنار گذاشتن این حق ایستاده بود.
امسال اما فاصله بسیار بیشتر شده بود. در سومین سخنرانی، پزشکیان دیگر نمی خواست فقط بگوید ایران آماده گفت وگو است. او می خواست توضیح دهد که چرا ایران پس از ماه ها جنگ هنوز حاضر به تسلیم شدن نیست و چرا مذاکره از نظر تهران با تسلیم تفاوت دارد.
این بار پزشکیان چه گفت؟
پزشکیان در سخنرانی امسال بیش از هر چیز تلاش کرد روایت ایران از جنگ را در برابر روایت آمریکا قرار دهد. از کودکان میناب گفت، از مردم لامرد و از کسانی که در حملات کشته شدند. از تحریم ها گفت و از مردمی که سال ها هزینه سیاست های آمریکا را پرداخته اند. از اتهام تروریسم گفت و در برابر آن، ایران را قربانی حمله و تروریسم معرفی کرد.
در واقع پزشکیان تلاش کرد جای متهم و شاکی را در روایت رسمی ایران تغییر دهد؛ اینکه کشوری که از سوی واشنگتن متهم به تروریسم می شود، خود را کشوری معرفی کند که هدف حمله قرار گرفته و از خود دفاع کرده است.
اما مهم تر از همه این بود که پزشکیان در همان سخنرانی در را به روی مذاکره نبست. او نگفت ایران از مذاکره فرار می کند. گفت ایران از جنگ نمی ترسد و در عین حال از مذاکره برای صلح نیز فرار نمی کند. این تفاوت کوچکی نبود. معنای سیاسی این حرف آن بود که از نگاه تهران، مذاکره و مقاومت الزاماً دو مسیر متضاد نیستند.
نگرانی اصلی تهران چه بود؟
در روزهای پیش از سفر، مخالفت ها با رفتن پزشکیان به نیویورک فقط درباره امنیت او نبود. مسئله اصلی برای بخشی از جریان سیاسی مخالف دولت، احتمال دیدار با آمریکایی ها و باز شدن مسیر مذاکره بود. سناریوی ربایش یا آسیب به رئیس جمهور، بیشتر به عنوان لایه بیرونی این مخالفت ها مطرح شد. اما پشت آن نگرانی دیگری وجود داشت. اینکه پزشکیان در نیویورک بتواند با استفاده از فضای سازمان ملل، کانالی را که ماه ها بسته شده بود دوباره باز کند.
این نگرانی را نمی توان به همه مخالفان سفر نسبت داد. اما حجم هشدارها درباره مذاکره و دادن امتیاز نشان می داد که مسئله فقط امنیت رئیس جمهور نیست. در تهران بخشی از جریان سیاسی اساساً نمی خواست نیویورک به محلی برای باز شدن دوباره پرونده مذاکره تبدیل شود. و اتفاقاً در همان روزهایی که پزشکیان در نیویورک بود، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا دوباره شکل گرفت.
اهمیت تغییر قیمت نفت
در کنار نگرانی درباره مذاکره، نگرانی دیگری هم وجود داشت که نام بهای نفت بود. برخی از پیش می گفتند هرگونه علامت از کاهش تنش میان ایران و آمریکا می تواند قیمت نفت را پایین بیاورد. بعد هم با کاهش قیمت نفت، این بحث مطرح شد که سفر پزشکیان و احتمال مذاکره عامل این کاهش بوده است. اما بازار نفت داستان دیگری داشت.
در همان روزهایی که پزشکیان وارد نیویورک شد، عربستان عملیات خط لوله شرق به غرب خود را که پس از حملات حوثی ها متوقف شده بود، دوباره آغاز کرد. بازگشت این مسیر به مدار به معنای افزایش ظرفیت انتقال نفت عربستان و کاهش بخشی از نگرانی بازار درباره اختلال در عرضه بود. قیمت نفت هم در واکنش به همین خبر عقب نشست.
بنابراین نمی توان کاهش قیمت نفت در این روزها را به سادگی به سفر پزشکیان نسبت داد. اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا بدون تردید بر انتظارات بازار اثر داشت، اما همزمان یک عامل بسیار مهم تر در سمت عرضه وجود داشت. آنهم رفتار یمنی ها بود. این موضوع مهم است، چون نشان می دهد در تحلیل سفر پزشکیان نباید هر اتفاقی را که همزمان با آن رخ داده به حساب خود سفر گذاشت.
تهدید در تریبون، مذاکره در پشت صحنه
در سوی دیگر این ماجرا ترامپ ایستاده بود. رئیس جمهوری آمریکا در سازمان ملل با ادبیاتی بسیار تند درباره ایران سخن گفت، از فشار نظامی و اقتصادی آمریکا دفاع کرد و در عین حال از امکان توافق سخن گفت.
یک روز بعد، در حالی که پزشکیان برای سخنرانی آماده می شد، نمایندگان آمریکا و ایران از طریق میانجی ها درباره بازگشت به یک توافق دیگر گفتگو کردند. دو طرف شروط خود را منتقل کردند تا تصمیم گیری صورت بگیرد.
این دوگانگی شاید یکی از مهم ترین واقعیت های نیویورک امسال باشد. واشنگتن از یک سو تهدید می کرد و از سوی دیگر مذاکره می کرد.
کشورهای عربی؛ ضلع سوم ماجرا
نیویورک امسال فقط محل رویارویی ایران و آمریکا نبود. کشورهای عربی نیز در این معادله حضور داشتند. جنگ طولانی، تنگه هرمز، حملات یمن و امنیت تأسیسات نفتی منطقه، همه باعث شده بود کشورهای خلیج فارس دیگر نتوانند نسبت به ادامه جنگ بی تفاوت باشند.
ترامپ نیز با رهبران کشورهای عربی دیدار کرد و ایران، امنیت خلیج فارس و آینده جنگ از موضوعات اصلی این گفت وگوها بود. کشورهای عربی از یک سو نگرانی های خود درباره ایران را داشتند و از سوی دیگر از ادامه جنگ و ناامنی در مسیرهای انرژی و کشتیرانی زیان می دیدند. در میان آنها کشورهایی هستند که خواهان حمله دوباره امریکا به ایران هستند. و کشورهایی که سعی می کنند از درگیری جلوگیری کنند.
در واقع نیویورک امسال محل برخورد سه نگرانی بود؛ نگرانی ایران از جنگ و تحریم، نگرانی آمریکا از برنامه هسته ای و امنیت منطقه و نگرانی کشورهای عربی از ادامه جنگ و ناامنی در خلیج فارس.
وقتی مخالفان سفر از سخنرانی پزشکیان استقبال کردند
اما شاید جالب ترین بخش ماجرا بعد از پایان سخنرانی پزشکیان اتفاق افتاد. بخشی از جریان اصولگرا اساساً با رفتن پزشکیان به نیویورک موافق نبود و بخشی دیگر نگران بود که این سفر به فرصتی برای مذاکره با آمریکا تبدیل شود. کیهان در آستانه سفر از پزشکیان خواسته بود سازمان ملل را به محل محاکمه آمریکا تبدیل کند و صراحتاً هشدار داده بود که نباید در نیویورک «سیگنال ضعف» به دشمن داده شود. تندروهایی بودند که به پزشکیان توصیه می کردند در سازمان ملل برای انتقام شهادت ایت الله خامنه ای، ترامپ را با دستانش از بین ببرد. در کنار این مواضع، نگرانی از احتمال دیدار پزشکیان و ترامپ نیز در فضای سیاسی داخل کشور جدی بود و برخی مخالفان حتی از احتمال خطر برای رئیس جمهور در خاک آمریکا سخن می گفتند. در واقع، آنچه در ظاهر به شکل نگرانی امنیتی یا مخالفت با سفر مطرح می شد، در لایه سیاسی تر خود به یک نگرانی دیگر وصل می شد. اینکه پزشکیان در نیویورک راهی برای مذاکره باز کند و اتفاقی بیفتد که معادلات سیاست خارجی ایران را تغییر دهد.
اما بعد از سخنرانی، همان نیویورکی که قرار بود برای پزشکیان محل خطر یا حتی محل دادن امتیاز باشد، در روایت بخشی از اصولگرایان به صحنه دیگری تبدیل شد. علیرضا زاکانی سخنرانی رئیس جمهور را در دفاع از ایران و پاسخ به تهدیدهای آمریکا توصیف کرد و گفت این سخنان محاسبات طرف مقابل را بی اثر کرده است. محمدباقر قالیباف نیز از نطق پزشکیان به عنوان صدای شجاعت و مقاومت ایران یاد کرد و محمد مخبر آن را «دفاع تمام قد از ایران» خواند. به این ترتیب، دست کم در واکنش های پس از سخنرانی، فاصله ای میان منتقدان پیش از سفر و مدافعان سخنرانی پس از سفر دیده شد. پزشکیان رفت، همان تریبونی را که درباره اش هشدار داده بودند در اختیار گرفت و به جای آنکه در موضع یک رئیس جمهور در حال عقب نشینی ظاهر شود، از جنگ، قربانیان، حقوق ایران و ایستادگی در برابر فشار سخن گفت؛ و همین کافی بود تا بخشی از همان جریان سیاسی که نسبت به اصل سفر یا احتمال پیامدهای آن هشدار می داد، از محتوای سخنرانی استقبال کند.
سفر تمام شد، اما گره هنوز باز نشده است
با این همه، نباید از آن طرف بام افتاد. سفر پزشکیان گره سیاست خارجی ایران را باز نکرد. فاصله میان دو طرف همچنان زیاد است و حتی درباره شکل و محتوای مذاکرات نیز اختلاف نظر وجود دارد. مسئله این است که پزشکیان در شرایطی به نیویورک رفت که بخشی از جریان سیاسی داخل کشور می خواست اساساً این سفر انجام نشود. در شرایطی که آمریکا همچنان تهدید نظامی می کرد و ایران نیز خود را در وضعیت جنگی می دید. در شرایطی که برخی نگران بودند رئیس جمهور ربوده شود و برخی دیگر نگران بودند او مذاکره کند.
او رفت، سخنرانی کرد، از جنگ و قربانیان آن گفت، از مواضع ایران دفاع کرد و در عین حال راه مذاکره را نبست. و درست در همان شهری که عده ای در تهران از احتمال مذاکره در آن می ترسیدند، کانال های گفت وگو برای یک توافق دیگر فعال شد.
این شاید مهم ترین تصویری باشد که از سومین سفر پزشکیان به نیویورک باقی می ماند. نه یک سفر تشریفاتی و نه سفری که گره همه مشکلات را باز کرده باشد. سفری که نشان داد میان مقاومت و مذاکره، دست کم در ادبیات پزشکیان، الزاماً دیواری وجود ندارد. می توان ایستاد و همزمان حرف زد. می توان از جنگ گفت و از صلح هم حرف زد. و شاید مهم تر از همه، می توان به نیویورک رفت، حتی وقتی عده ای در تهران از رفتن می ترسند.


