راهبرد

خط بطلان اصلاح‌طلبی بر گذارطلبی

نگاهی به روایت محسن آرمین از رویکرد نیروها به راه‌گشایی سیاسی

محمدعرفان خانی کارشناس سیاسی

از هنگام طلیعه جنبش اصلاحات در ایران، جریان اصلاح‌طلبی از سوی گذارطلبان و اصلاح‌ستیزان با این نقد مواجه بوده است: به جای تمرکز بر اصلاح نظام سیاسی، باید بر گذار از نظام سیاسی متمرکز شد. چرا که به واسطه گذار از حاکمیت سیاسی می توان در حوزه اصلاح و ترقی از قلمروی ارادهٔ نظام سیاسی حاکم پا فراتر گذاشت و به نتایج دل‌خواه دست یافت‌. به‌زعم مدافعان گذارطلبی، ایجاد گشایش و تغییر و حرکت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب، جز از طریق به کارگیری روش های انحلالی و انقلابی و حذف حاکمیت سیاسی ممکن نیست و به کارگیری روش های اصلاح‌گرایانه و رفرمیستی در مواجهه با این نظام سیاسی، کاملا بیهوده و بی‌حاصل است. اگرچه جریان سرنگونی‌طلب ایران مکررا دلایلی بر این مدعا اقامه کرده است اما هر آنچه تاکنون از سوی این جریان مطرح شده، در یک محور ثابت یا یک کلان روایت خلاصه شده است. می‌توان گفت ارائه نوعی روایت از اصلاح‌ناپذیری نظام سیاسی ایران، محور ثابت دفاعیات گذارطلبان از لزوم سرنگونی و رژیم چنج در ایران است. اگرچه در اصل، راهبرد اصلاح نظام سیاسی به عنوان یک راه‌حل سریع و کم‌هزینه برای تأمین مطالبات جامعه شناخته می‌شود و ازاین‌رو، همواره بر راهبرد گذار از نظام سیاسی به عنوان یک راه‌حل دشوار و پرهزینه، مقدم است اما جریان گذارطلبی با استناد به اصلاح ناپذیری حاکمیت، تقدم و اولویت اصلاح‌طلبی را در شرایط فعلی، فاقد موضوعیت می داند و چنین القاء می ‌کند که از اساس امکان اصلاح نظام سیاسی در ایران ناممکن و منتفی است و در چنین شرایطی، بحث تقدم اصلاح‌طلبی بر گذارطلبی قابل طرح و گفت‌وگو نیست. اما با این وجود، گذارطلبان همواره در ارائه و پیشبرد یک برنامه سیاسی قابل اجرا و قابل دسترس به عنوان آلترناتیو و جایگزین اصلاح‌طلبی ناموفق بوده‌اند. این جریان تاکنون در راه پیشبرد پروژه گذار از نظام سیاسی حاکم و تشکیل نظام آلترناتیو، هیچ دستاورد مثبتی کسب نکرده و با انحصار افق سیاسی خود به یک هدف دور از دسترس، از راه‌گشایی سیاسی بازمانده‌ است. از این‌رو، از گذارطلبی در ایران می‌توان به‌عنوان یک راهبرد فرسایشی یاد کرد که نتیحه‌ای جز اتلاف انرژی سیاسی بخشی از جامعه مدنی ایران و تمرکززدایی کاذب از اصلاح‌طلبی، نداشته است.
این جریان با وجود احراز ناتوانی خود در پیشبرد پروژه گذار سیاسی، از خط مشیِ گذارطلبی اعراض نکرده‌ و به این امید زنده‌ است که از راه تحریک قدرت های جهان به افزایش تحریم و اعمال فشار همه‌جانبه علیه ایران، الزامات و زمینه های گذار سیاسی را به هر قیمتی حتی به قیمت جنگ و نابودی، فراهم و مهیا سازد. البته، جریان گذارطلبی در عمل آنچه برای ایران به ارمغان آورده‌، چیزی جز تحریم و جنگ نیست‌ و این یعنی گذارطلبی نه تنها در رفع بحران ناموفق بوده بلکه بر عمق بحران نیز افزوده است. همانطور که محسن آرمین، نائب رئیس جبهه‌ اصلاحات ایران، نیز در مصاحبه اخیر خود با رسانه دیدار نیوز، در مقام دفاع از اصلاح‌طلبی، به بازخوانی انتقادی کارنامه گذارطلبان و روایت روند نسخ و ابطال گذارطلبی در ایران پرداخت.
محسن آرمین در این گفت‌وگو، پروژه گذار سیاسی را شکست‌خورده توصیف کرد و تأکید کرد که امروز می توان قضاوت روشنی از نزاع اصلاح‌طلبی و گذارطلبی داشت. چراکه امروز گذارطلبان و اصلاح‌طلبان، متاع خود را در عرصهٔ سیاسی ایران به عرضه گذاشته‌اند و امروز کارنامه مشخصی از این دو جریان پیش‌روی افکار عمومی کشور قرار گرفته که قضاوت نهایی را برای مردم آسان کرده است.
به باور محسن آرمین، جامعه ایران از یک سو با جریانی مواجه است که جز تشدید بحران آورده‌ای نداشته و در آخرین شاهکار خود، گذارطلبی را با خشونت‌گرایی پیوند زده و فاجعه دی‌ماه را خلق کرده است.
آرمین معتقد است گذارطلبی به واسطه تحمیل اهداف گذارطلبانه و خشونت‌‌گرایانه به جنبش های مدنی ایران از جمله جنبش زن زندگی آزادی و جنبش دی‌ماه و نقض اصالت مدنی اعتراضات خیابانی ایران، از تأمین اهداف و مقاصد مدنی و اصلاح‌گرایانه این جنبش‌ها ممانعت کرده و مانع حل مسائل جامعه و حاکمیت شده است.
محسن آرمین بر این باور است که جنبش های مدنی ایران از سوی جریان گذارطلب، به سوی خواسته‌ها و اهدافی کشیده شده‌اند که تأمین آن اهداف، اساسا خارج از توان و ظرفیت اعتراضات مدنی ایران بوده است‌.
به اعتقاد آرمین، جامعهٔ ایران از سوی دیگر با جریانی مواجه است که در مقاطعی از تاریخ سیاسی ایران از جمله دوره اصلاحات، عملکرد اثرگذار و مثبتی از خود به یادگار گذاشته است. کارنامه مثبتی که وجه تمایز ویژه اصلاح‌طلبان از گذارطلبانِ دائما ناکام است.
در مقام ارائه نتیجه نهایی، باور نگارنده بر این است: فارغ از اینکه در شرایط فعلی ایران، اصلاح‌طلبی توسط چه جریانی نمایندگی می شود و چه کسانی به عنوان اصلاح‌طلب شناخته می شوند، اصلِ مشی اصلاح‌طلبی و رفرمیستی و هر خط سیاسی اصلاح‌گرایانه‌ای که در مقابل گذارطلبی تعریف شود، خواه با تلقی ساختارگرایانه همراه شود و خواه با تلقی محافظه‌کارانه همراه شود، با توجه به احراز امتناع گذار سیاسی طی یک تجربه ۴۷ساله، تنها پارادایم سیاسی راه‌گشا در ایران است.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا