رصد

صدا عملکرد پیمان جبلی و مواجهه صداوسیما با رئیس‌جمهور را بررسی می‌کند:

دعوایی که پشت درهای بسته نماند

داود حشمتی

گزارشگر سیاسی صدا

قرار بود پیام رهبر جمهوری اسلامی به مناسبت هفته دولت، در شرایطی که کشور هنوز تحت تأثیر تبعات جنگ است، بیش از هر چیز پیام حمایت از دولت و دعوت به حفظ وحدت باشد. اما منتقدان دولت اتفاقا از فرصت برای حمله به مسعود پزشکیان و مدل سیاست ورزی او در مواجهه با مشکلات استفاده کردند. در طرف مقابل هم مسعود پزشکیان که همواره بر وفاق و عبور از «دعواها» تاکید داشت، صبرش لبریز شد و در جلسه هیات دولت به نقد رئیس صداوسیما پرداخت و گفت که «دیگر این رسانه را نگاه نمی کند». مجموعه دولت نیز برخلاف رویه معمول، فیلم این انتقاد را منتشر کرد. گویی می‌خواست نشان دهد مسئله فقط اختلاف بر سر یک برنامه تلویزیونی نیست، بلکه بر سر تصویری است که از دولت و عملکرد آن به جامعه ارائه می‌شود. در سوی دیگر، بخشی از جریان مخالف دولت، حتی از دل پیام حمایتی رهبری نیز مجموعه‌ای از نقدها علیه پزشکیان استخراج کرد. از «روایت ضعف‌ها» و مشکلات اقتصادی تا مذاکره و نحوه اداره کشور. به این ترتیب، در شرایطی که قرار بود «وحدت» اولویت باشد، نزاع بر سر اینکه چه کسی و با چه روایتی عملکرد دولت را برای مردم تعریف کند، بار دیگر به مرکز فضای سیاسی کشور بازگشت.

پایان دو سال صبوری
اختلاف میان دولت و صداوسیما درباره نحوه پوشش عملکرد دولت، ظاهراً دیگر از مرحله گلایه‌های معمول گذشته است. این بار، دوربین دولت صحنه‌ای را ثبت و منتشر کرد که در آن مسعود پزشکیان، رو به پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، با لحنی کم‌سابقه از عملکرد رسانه ملی انتقاد می‌کند؛ انتقادی که از ادبیات معمول جلسات رسمی دولت فاصله داشت. پزشکیان خطاب به جبلی می‌گوید: «آقای جبلی! من وقتی صداوسیما را باز می‌کنم، اصلاً دلم نمی‌خواهد نگاه کنم. من که زندگی‌ام را می‌خواهم برای نظام بگذارم، این نگاه را پیدا کرده‌ام؛ ببینید مردم چه نگاهی دارند.» رئیس‌جمهور سپس صریح‌تر می‌شود و می‌گوید دیگر تلویزیون را نگاه نمی‌کند، چون دیدن آن «اعصابش را خراب می‌کند.»
اما شاید مهم‌تر از خود انتقاد پزشکیان، تصمیم دولت برای انتشار فیلم این بخش از جلسه بود. جلسه هیأت دولت محل بیان اختلافات و نقدهای درون دولت است و بسیاری از این سخنان معمولاً به بیرون راه پیدا نمی‌کنند. بنابراین وقتی دوربین دولت، نه یک تصویر تشریفاتی، بلکه دقیقاً بخش تند انتقاد رئیس‌جمهور از رئیس صداوسیما را منتشر می‌کند، می‌توان آن را فراتر از یک انتشار اتفاقی دید. در واقع دولت خواسته افکار عمومی بدانند که مسئله صداوسیما برای شخص رئیس‌جمهور تا چه اندازه جدی شده است.
این البته نخستین بار نبود که پزشکیان از صداوسیما انتقاد می‌کرد. پیش‌تر نیز در جلسات دولت و در مقاطع مختلف، گلایه‌هایی از نحوه پوشش عملکرد دولت مطرح شده بود و حتی در تیرماه گزارش‌هایی درباره توبیخ شدید جبلی از سوی رئیس‌جمهور منتشر شد. در یکی از این گزارش‌ها ادعا شده بود که اختلاف بر سر مخالفت جبلی با گزارش یکی از وزرا درباره روند مذاکرات نیز به تنش در جلسه دولت انجامیده است. اما آنچه در روایت‌های غیررسمی درباره جلسه اخیر جالب‌تر است، اتفاقی است که بعد از این انتقاد رخ داده است. شنیده شده است که جبلی پس از بالا گرفتن انتقاد پزشکیان، در مقطعی قصد داشته جلسه را ترک کند. با این حال از او خواسته شده بود که در جلسه بماند. او ماند، اما بنا بر همین روایت‌ها، وقتی انتقادهای دیگر اعضای دولت نیز ادامه پیدا کرد، در نهایت جلسه را ترک کرده است. درباره این بخش، فعلاً گزارش رسمی و مستقلی منتشر نشده و بنابراین نمی‌توان آن را به‌عنوان یک واقعیت قطعی روایت کرد.
با این حال، یک نشانه مهم دیگر در روزهای بعد ظاهر شد. رئیس سازمان صداوسیما در برخی جلسات بعدی هیأت دولت حضور نداشت. همین مسئله باعث شد روایت اختلاف میان رئیس‌جمهور و رئیس صداوسیما، از یک مشاجره لفظی به مسئله‌ای جدی‌تر تعبیر شود. در چنین فضایی، پاسخ جبلی هم از راه رسید. پاسخی که اگرچه نامی از پزشکیان در آن برده نشد، اما زمان‌بندی و مضمون آن باعث شد بسیاری آن را پاسخی مستقیم به رئیس‌جمهور بدانند. جبلی در مراسم اختتامیه جشنواره «پژواک» بدون اشاره به حرفهای رئیس جمهور گفت: «دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمی‌بیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است.» او ادامه داد که باید به رسانه ملی افتخار کرد و خود را «خدمتگذار این رسانه و سربازان آن» دانست. در واقع دو روایت کاملاً متفاوت مقابل هم قرار گرفته‌اند. برای پزشکیان، مسئله این است که رسانه ملی دیگر نمی‌تواند با نحوه عملکردش مخاطب را جذب کند و حتی اگر رئیس‌جمهور مدافع نظام و دولت باشد، وقتی خودش می‌گوید از دیدن تلویزیون «اعصابش خراب می‌شود»، باید پرسید وضعیت رابطه این رسانه با جامعه چگونه است؟ برای جبلی، اما مسئله کاملاً متفاوت بود. از نگاه او صداوسیما رسانه‌ای است که در جنگ اخیر، به تعبیر او، «پرچم اقتدار کشور» را بالا نگه داشته و بنابراین باید به آن افتخار کرد. جبلی بعدتر برای کاهش شائبه تقابل نیز توضیح داد که منظورش شخص یا مسئول خاصی نبوده و سخنش درباره تلاش‌های کارکنان رسانه ملی بوده است. مسئله فقط این نیست که پزشکیان از تلویزیون ناراضی است یا جبلی از عملکرد سازمانش دفاع می‌کند. مسئله مهم‌تر این است که دولت احساس کرده انتقاد از صداوسیما باید دیده شود و صداوسیما نیز احساس کرده باید به آن پاسخ دهد. این همان نقطه‌ای است که یک اختلاف سازمانی را به یک اختلاف سیاسی تبدیل می‌کند. خصوصاً در شرایطی که پیام اخیر رهبر جمهوری اسلامی نیز بر «انسجام اجتماعی» تأکید کرده و نسبت به اقداماتی که به این انسجام آسیب می‌زند هشدار داده است، اختلاف علنی میان رئیس دولت و رئیس سازمانی که قرار است «رسانه ملی» باشد، معنای مضاعفی پیدا می‌کند.

تکرار نقد به جای وحدت
قرار بود هفته دولت امسال، دست‌کم در ظاهر، فرصتی برای تقویت یک‌صدایی در شرایطی باشد که کشور هنوز در سایه تبعات جنگ قرار دارد. پیام رهبر جمهوری اسلامی به مناسبت هفته دولت نیز از همین زاویه اهمیت پیدا کرد. پیامی که در آن از «رئیس‌جمهور صادق و دلسوز» و اقدامات دولت در شرایط جنگی تقدیر شد و همزمان بر «انسجام اجتماعی» و پرهیز از دوگانه‌سازی تأکید شد. اما اتفاقی که در فضای رسانه‌ای و سیاسی پس از انتشار این پیام افتاد، تصویر دیگری بود. بخشی از جریان مخالف دولت، به جای آنکه پیام را عمدتاً به‌عنوان حمایت از دولت و دعوت به وحدت بخواند، تلاش کرد از درون همان پیام، مجموعه‌ای از نقدها و هشدارها علیه دولت استخراج کند. از نحوه روایت مشکلات اقتصادی تا سیاست خارجی و حتی ادبیات رئیس‌جمهور. این رفتارها را باید در کنار همان انتقاداتی دیدی که رئیس جمهور در جلسه هیات دولت خطاب به جبلی بیان کرد.

مخالفان دولت هم روایت خودشان را می‌سازند
پزشکیان در همان سخنان، اعتراض خود را صرفاً به یک برنامه یا خبر محدود نکرد و مسئله را به مخاطب صداوسیما تعمیم داد. او گفت اگر کسی مانند خودش که «تمام زندگی‌اش» را برای نظام گذاشته به این نقطه رسیده که تلویزیون را نبیند، باید دید مردم چه نگاهی به این رسانه دارند. سپس بر نیاز کشور به «وحدت، انسجام و یک‌صدایی» تأکید کرد. این سخنان در شرایطی مطرح شد که بخشی از نقدهای سیاسی علیه دولت نیز اساساً از همین مسیر رسانه‌ای عبور می‌کند. یعنی نقدهایی که یا در صداوسیما بازتاب پیدا می‌کنند یا فضای ایجادشده توسط رسانه ملی، امکان برجسته شدن آنها را فراهم می‌کند. به این ترتیب، اختلاف پزشکیان و جبلی فقط اختلاف بر سر نحوه پوشش اخبار دولت نیست. اختلاف بر سر این است که در شرایط بحران، چه کسی و با چه ادبیاتی باید واقعیت کشور را برای مردم روایت کند.

چرا دولت ضعف‌های کشور را برای مردم روایت می‌کند؟
یکی از نخستین محورهایی که منتقدان دولت از پیام رهبری استخراج کردند، موضوع «روایت ضعف» بود. در پیام تأکید شده بود که مسئولان باید «راوی قدرت و قوت و امکانات کشور» باشند و ضعف‌ها، کمبودها و ناتوانی‌ها را برجسته نکنند. همین بخش به سرعت به سخنان پزشکیان درباره مشکلات اقتصادی، تحریم، کمبودها و فشارهای ناشی از جنگ گره خورد. اصل این ادبیات نیز در مواضع رسمی رهبری درباره نحوه روایت وضعیت کشور سابقه دارد. در واقع منتقدان دولت تلاش کردند از این بخش یک پیام سیاسی مشخص استخراج کنند. از نگاه آنها دولت به جای توضیح دادن اینکه چرا نمی‌توانیم، باید نشان دهد چگونه می‌توانیم. این همان نقطه‌ای است که انتقاد از عملکرد دولت با انتقاد از ادبیات دولت در هم آمیخته شد.

«نمی‌توانیم» نباید به ادبیات دولت تبدیل شود
در فضای رسانه‌ای اصولگرا، این برداشت با ادبیات تندتری هم مطرح شد. برخی منتقدان، سخنان پزشکیان درباره کمبود منابع، تحریم‌ها و دشواری‌های اقتصادی را مصداق همان چیزی دانستند که پیام رهبری نسبت به آن هشدار داده بود. این نگاه در مواضع امیرحسین ثابتی نیز دیده می‌شود. او ضمن دفاع از عملکرد صداوسیما در جنگ، گفت این سازمان تحت فشار قرار داشته و حتی مدعی شد «برخی» از جمله پزشکیان به جبلی فشار آورده‌اند که چرا بعضی سخنان رهبر پیشین درباره آمریکا را پخش می‌کند. ثابتی در عین حال از جبلی خواست در برابر این فشارها مقاومت کند. این روایت، صداوسیما را در جایگاه رسانه‌ای قرار می‌دهد که در برابر دولت ایستاده و از یک «روایت انقلابی» دفاع می‌کند؛ در مقابل، دولت تلاش می‌کند بگوید همین شیوه روایت ممکن است به جای تقویت انسجام، فاصله میان حکومت و جامعه را بیشتر کند.

پیام رهبری چراغ سبز به مذاکره نیست
محور دیگر، سیاست خارجی بود. در پیام رهبری، «جنگ یا مذاکره» و همچنین «سازش یا جنگ‌طلبی» به عنوان نمونه‌هایی از «دوگانه‌سازی‌های موهوم» مورد اشاره قرار گرفت. دولت می‌توانست این بخش را نشانه‌ای از ضرورت پرهیز از دوقطبی‌سازی بر سر مذاکره بخواند. اما بخشی از جریان مخالف دولت دقیقاً از همین عبارت برای هشدار نسبت به برداشت‌های «مذاکره‌محور» استفاده کرد. در این خوانش، پیام به معنای تأیید مسیر سیاست خارجی دولت نیست. بلکه به معنای آن است که کشور نباید میان دوگانه‌های ساختگی گرفتار شود، بدون آنکه مذاکره را به عنوان راه‌حل مشکلات اقتصادی بپذیرد. بنابراین حتی جمله‌ای که در متن پیام برای کاهش اختلاف و دوگانه‌سازی آمده، در فضای سیاسی می‌تواند به ابزاری برای نقد دولت تبدیل شود.

مشکل اقتصاد را نباید به تحریم و خارج گره زد
اقتصاد، یکی دیگر از نقاطی بود که منتقدان دولت از متن پیام بیرون کشیدند. تأکید پیام بر تولید داخلی، سرمایه‌گذاری، رشد اقتصادی، مدیریت قیمت‌ها و کاهش نقش دلار، به سرعت در رسانه‌های اصولگرا در کنار انتقاد از سیاست‌های اقتصادی دولت قرار گرفت. معنای سیاسی این خوانش روشن بود. از نگاه مخالفان راه‌حل اقتصاد ایران را نباید در بیرون از کشور جست‌وجو کرد. منتقدان دولت تلاش کردند سخنان رهبر درباره «تولید داخلی» و «اقتصاد مقاومتی» را در برابر رویکرد دولت در سیاست خارجی قرار دهند. گویی مسئله اصلی، نه فقط عملکرد اقتصادی دولت، بلکه نوع نگاه آن به منشأ مشکلات اقتصادی است. منتقدان دولت در این خصوص از قبل هم مدعی بودند که نه فقط تحریم ها بلکه حتی جنگ هم ارتباطی با گرانی های اخیر ندارد.

حتی «انسجام اجتماعی» هم علیه دولت خوانده شد
شاید عجیب ترین بخش ماجرا همین‌جا باشد. در شرایطی که پیام رهبری صراحتاً بر «انسجام اجتماعی» تأکید کرده بود و می‌گفت «ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»، بخشی از منتقدان دولت همین عبارت را علیه دولت و نزدیکان آن به کار گرفتند. در مقابل، چهره‌هایی از جریان منتقد صداوسیما استدلال کردند که اتفاقاً خود رسانه ملی یکی از مصادیق آسیب‌زننده به انسجام اجتماعی است. محمد مهاجری در همین زمینه گفته بود که اگر جای جبلی بود، پس از خواندن پیام رهبری به این نتیجه می‌رسید که «یکی از مصادیق پیام رهبری حتماً من هستم» و استعفا می‌داد. او عملکرد جبلی را نیز «به‌هیچ‌وجه موفق» ندانست. بنابراین یک اتفاق عجیب رخ داد. پیامی که قرار بود محل پایان دادن به دوقطبی‌ها باشد، از سوی مخالفان تبدیل به میدان تازه‌ای برای دوقطبی‌سازی شد و درست در همین نقطه، دعوای پزشکیان و جبلی علنی شد. در چنین فضایی بود که فیلم جلسه هیأت دولت منتشر شد. فیلمی که پزشکیان در آن خطاب به جبلی گفت: «اصلاً صداوسیما را نگاه نمی‌کنم» و «وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود.» او سپس به این نکته اشاره کرد که اگر خودش، با این میزان وفاداری به نظام، چنین احساسی پیدا کرده، باید دید مردم چه برداشتی دارند. از این زاویه، انتشار فیلم را نمی‌توان صرفاً یک انتشار خبری معمولی دانست. دولت می‌توانست فقط خبر جلسه را منتشر کند. اما تصمیم گرفت تصویر انتقاد رئیس‌جمهور از رئیس صداوسیما دیده شود. این تصمیم، به نوعی پاسخ دولت به روایت رسانه‌ای مقابل بود. اگر صداوسیما روایت خود را از دولت دارد، دولت نیز می‌خواست روایت خودش از عملکرد صداوسیما را مستقیماً به مردم نشان دهد. و این شاید همان چیزی باشد که پزشکیان از آن گلایه دارد. به باور پزشکیان دولت فقط با مشکلات کشور مواجه نیست. با روایت‌هایی هم مواجه است که از دل هر مشکل، یک پرونده علیه دولت می‌سازند. به همین دلیل، اختلاف اخیر دولت و صداوسیما را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف میان دو مدیر ارشد ارزیابی کرد. این دعوا بخشی از نزاع بزرگ‌تری است که بر سر این سؤال شکل گرفته است:
وقتی کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز دارد، «روایت ایران» را چه کسی و چگونه باید بسازد؟
در شرایطی که مردم زیر فشار اقتصادی قرار دارند و دولت نیز از بیرون با فشار و محاصره اقتصادی مواجه است، آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، وحدت در داخل و داشتن یک نگاه روشن و منسجم از درون است. به‌گونه‌ای که مردم، وقتی از بیرون به ساختار حکمرانی نگاه می‌کنند، با تصویری سراسر از اختلاف و آشفتگی مواجه نشوند. انسجام در چنین شرایطی فقط یک شعار سیاسی نیست؛ بخشی از ظرفیت تاب‌آوری کشور است. هرچه شکاف‌ها و اختلافات درونی بیشتر در معرض دید قرار گیرد، هزینه فشارهای بیرونی نیز برای جامعه بیشتر خواهد شد و برعکس، هرچه تصویر درون منسجم‌تر باشد، امکان عبور از فشارها و افزایش تاب‌آوری مردم و کشور بیشتر می‌شود.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا